|
|
|
سلام عیدتون مبارک. گفته باشم من ایمیل ندارم نظراتتون رو بگذارین .. ممنون |
|
تو سرنوشتم با سنگ نوشتم با هر بهشتم باهم نوشتم نمیخوام باشه واست یه لحظه غم همه لحظحات باشه ماله من توی کارم من خیلی سادم تو رو من به باد بدادم فراموشت نمیکنم هرگز با همه حرفات دوستم نداشتی این واسم سخت بود درکش یه ترکش زدی به قلبم من حالاحالاحا باید باید باشی ز قلبم من باید برم خیلی خستم...
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 1:58 توسط امیر جون
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 2:55 توسط امیر جون
|
سلام چطورین چه خبر مبرا.دیگه از این به بعد نوی این وب فقط و فقط شادیه.بابا بیخیال زندگی بزار زندگی اینقدر بگزره تا تموم شه تو هم حالشو ببر واستون چندتا عکس از rezaya و 2afm ...گذاشتم حالشو ببر
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 22:11 توسط امیر جون
|
شرمنده دیگه از این به بعد توی این وب از شادی خبری نیست چرا من اینقدر بد بختم که با رفتن یکی گریه میکنم اشک توی چشام حلقه زده نمیدوونم گریه کنم یا ... چرا هر کی به پست ما خورد زود جا زد دیگه خسته شدم از خودم بدم میاد میخوام برم چرا من باید بازیچه بشم چرا من زود دل میبندم باید برم از اشک ریختن خسته شدم از تنهایی خسته شدم زندگی واسم پوچ شده نمیدوونم شما تا حالا همچین حسی داشتید یا نه. ولی من الان توی کافی نت هستم و دارم اشکامو پنهان میکنم حس میکنم کسی درکم نمیکنه لحظات واسم دارن عذاب اور میشه هر لحظه واسم مثه یک ساله. . . خوش بهال اونایی که کسیو دارن باهاش درد و دل میکنن حرف میزنن میخندن شاید تمومش کنم شایدم ادامه بدم ولی اطمینان دارم که دارم از بین میرم خوش بهالتون ای زندگی بی ستاره توی زندگیت بهار جایی نداره
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 21:25 توسط امیر جون
|
بلاخره گفتی به من با اب پاکی شستی دستم به من میگی به من زنگ نزن ببین خدا اینم منو رنگ زد برو دیگه برنگرد پیشم واسم از عشقای قبلیت میگی بی صفت من خیلی بد بختم اره من خیلی بدبختم واسه رهایی از تنهاییم به هر کسی من رو زدم
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:8 توسط امیر جون
|
دیگه تموم شد هرچی بین ما بود حتی لحظه ای موندن اشتباه بود فکر میکردی من چیم عروسکم یا که بازیچه ام دل بهت بستم خیلی زود قول میدم فراموشت میکنم توی همین روز بزار بگم تقصیر من نبود تقصیر دلی که منو گزاشت کنار خیلی زود بود اگه دلت واسه من بود چرا میبخشیدیش به همه نمودونستم شاید نزر کرده بودیش تو که میدونستی میری خب چرا لبخند زدی میدونی برگ سبزو دوباره زرد کردی عیبی نداره با خودت بد کردی که بد رفتی.خواستی برگردی حالا دیگه بهم زنگ نزن بهم نگو اونشب مست بودی گریه نکن نریز اشک دوری
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 20:33 توسط امیر جون
|
سلام .چطورین خوفین. تولد تولد تولدم مبارک خودم باید بیام شمع هارو خاموش کنم تا توی دلم واسه یه لحظه غمهامو فراموش کنم واسه یه لحظه خوشحالیو تجربه کنم ۲۶ تولد منه .(سسسسسسسووووووتتتتتتتتتتتتتتتت) حاللا حالا تولد تولدم مبارک
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 13:5 توسط امیر جون
|
فکر نکن واسم ازرش نداری اون موقع زده بود زیر دلم بیکاری گفتی بهم بگو دوستم داری هر کار کردم نتونسم.لعنت به تو ای خماری رفتیو منو تنها گذاشتی . عیبی نداره شاید منو دوست نداشتی بهت گفتم بعد تو روزگار بی فایدست حالا یادگار من واست یه جسد مرده ست اینا همش شعره و ارزش واقعی نداره
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 3:51 توسط امیر جون
|
این حرفای پایین مال اونه
خیلی با معرفته http://pesar-alone.blogfa.com/ ![]() این حرفای پایین مال اونه
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 0:27 توسط امیر جون
|
راستش این اولین وبمه من یه پسر تنهام خیلی تنها بچه طلاق .. من خیلی تنهام راستیتش من خسته شدم از تنهایی و دنبال یه دختر خوب میگردم ![]() تا تنهایی ![]() مو باهاش به باحال ترین دوستی تبدیل کنیم.... هر چی بخواد واسش فراهم میکنم . من خیلی دوست دارم یکی باهام هم صحبت بشه من یه پسر مشهدی هستم .۱۸ ساله ![]() قد متوسط . اندامی تا حدودی ![]() هم فشن و هم نیمه فشن اهل حال هر جوریش فقط تورو بخدا کمکم کنید دارم دیوونه میشم اگه فقط تلفنی هم شد قبول ![]() ![]()
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 0:23 توسط
|
نمیدونم تا حالا عاشق شدین یا نه من توی این ایام عید
یه کسیو دیدمو عاشقش شدم . ولی .... ( به ادامه مطلب برو ببین چقدر من بد بختم نظرتونم بدین تا شاید کمکم کنه)
+
نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1387ساعت 1:45 توسط امیر جون
|
توجه توجه بابا من اگه ایمیل داشتم دیگه چرا شماره دادم بابا من اگه ایمیل داشتم دیگه چرا شماره دادم ۰۹۳۶۵۳۷۱۱۷۰
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 1:55 توسط امیر جون
|
سلام به دوستان عزیز حال شما خوب میباشد. سال نو مبارک . این چند هفته بعلت مرگ ناگهانی مادر بزرگ چیزی نزاشتم ولی قول میدم جبران کنم . خب من خیلی خوشحالم که شمارو هنوز دارم مرگ مرگه دیگه با گریه چیزی زنده نمیشه ولی افسوس تا وقتی چیزیو داریم بهش اهمیت نمیدیم ولی همین که از دستمون رفت .....
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 0:17 توسط امیر جون
|
۰۹۳۶۵۳۷۱۱۷۰ این شماره خودمه حرفی انتقادی دشنامی ازینا
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 19:1 توسط امیر جون
|
پیشاپیش
عیدتون مبارک یه چندتا عکس هم گذاشتم عیدتون مبارک
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 19:31 توسط امیر جون
|
چندتا عکس از یاس گذاشتم ........... از وقتی که تو رفتی از پیشم . با وجودم درگیرم با نبود تو من میمیرم از طرف (حسام) با شمام دخترا اینقدر اوسگول بازی در نیارین حالا بعضی پسرا بدن ولی شما اینقدر پسرای خوب رو اذیت نکنین
+
نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 20:43 توسط امیر جون
|
سلام به دوستان
این بار واسه دیدن عکس های رضایا ,2afm به ادامه مطلب برو دوست عزیز ........ من و دوستم تصمیم گرفتیم که یک وب در سطح تیم ملی بزنیم هر کی دوست داره شریک بشه یازهرا یا هیچکس
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 20:41 توسط امیر جون
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 21:46 توسط امیر جون
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 21:24 توسط امیر جون
|
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 18:10 توسط امیر جون
|
بازم فقط ابلیس
+
نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 13:13 توسط امیر جون
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 19:11 توسط امیر جون
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 18:49 توسط امیر جون
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 14:18 توسط امیر جون
|
برای تدریج ازدواج در قزوین برادر کوچک عروس اشانتیون داده میشود
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 13:45 توسط امیر جون
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 12:4 توسط امیر جون
|
اهنگ جدید بی باک به همراه احسان غیبی خونده میتونید اهنگشو ازhttp://permis.blogfa.com دانلود کنید
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 11:59 توسط امیر جون
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 11:31 توسط امیر جون
|
صدا فقط صدای امیر جون
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 11:23 توسط امیر جون
|
حس میکنم هیچکس منو دوست نداره حتی شیطونم ازم بیزاره توی زندگیم نداشتم من خدا خدای من مسافرت بود اوونایی که میگن هستش من دارم نیگاه میکنم پس کوش اگه بودش حالو روز من این نبود دیگه زدم به سیم اخر خودمو فروختم به مال خر
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 2:45 توسط امیر جون
|
|
سلام . خوشگلا . من5/18 ساله متولد 051..... اهل حال
هیچکس توی کل کل از من برنده نمیشه و من (ایدی)ندارم
از کسی هم نمیترسم بگم کجاییم من مشهدیم و از 051 منظوم
گروه رپ ابلیس ......با ما باش
نظر هم بده